به یکی ميگن اگه سردت باشه جه كار مي كني؟ ميگه نزديك بخاری
می نشينم. ميگن اگه خيلي سردت باشه چه كار مي كني؟ ميگه به بخاري مي چسبم.
ميگن اگه خيلي خيلي سردت باشه چكار مي كني؟ ميگه معلومه ديگه! بخاري رو روشن مي كنم!
گوسفنده مشما مي خوره، شير پاكتي توليد مي كنه!
یکی ميره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نميشه بگه قصاب،
ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم
به یکی ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر.
ميگه: خيار!
بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟
اون ميگه: با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه
به یکی می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست.
می گه: رحمت ایزدی کیه؟
میگن: نه... منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت.
می گه: دیار باقی دیگه کجاست؟
میگن: یعنی دار فانی را وداع گفت.
می گه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
می گن: یعنی رخت از این دنیا بر بست.
می گه: منظورتون رو نمی فهمم.
می گن: الاغ! بابای خرت مُرد!
می گه: خر من که بابا نداشت
یکی داشته بلند بروازي مي كرده با تير كمون ميزننش!
یکی نون می افته توی چاه، می گه خوب شد چاهش سوراخ نبود!